علی کوچولوعلی کوچولو، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 7 روز سن داره

علی طلا شیطون بلا

باغ جهان نما

  اینجا 5ماهته که با داداش سبحان اومدیم باغ جهان نما توی اسفند بود هوا هم نه دیگه زمستونی بود نه هنوز بهاری .دایی محمد این عکسو گرفته ...
18 ارديبهشت 1392

علی کوچولو و همبازیهایش

اینم علی کوچولو و داداش سبحان البته هنوز خیلی سرتون نمیشه که با هم بازی کنید.اخه تو 7ماهته داداش سبحانم 1سالشه   اینجا هم که خونه عمه زهراست که هر وقت میایم تو حسابی با سارینا سرگرم میشی البته یه کم اجی سارینا نسبت بهت حسودی میکنه اخه یه جورایی جاشو گرفتی دیگه   اینجا باغ عمو سیروسه.اینم دختر همسایمون (اقای دکتر کاظمی)نیکا جونه  اینم علی 3ماهه و داداش سبحان 8ماهه ...
16 ارديبهشت 1392

وای وروجک ما خودشو تا کجا رسونده

عزیزم اینجا 4ماهته تازه یاد گرفتی که یه تکونایی به خودت بدی از رو تشکت حرکت میکنی ببین خودتو تا کجا کشوندی شیطونکم         علی طلای من اینجا 6ماه داره ولی هنوز نمیتونه گاگله بره فقط غلط میزنه.زیر مبلم خیلی دوست داره   ...
27 فروردين 1392

وای خدایا بازم علی کوچولو دلش درد میکنه

ببین مامانی وقتی دلت درد میگرفت انقدر گریه میکردی منم وقتی میدیدم به هیچ شیوه ای اروم نمیشی مجبور میشدم سشوار یا هود اشپزخونه رو واست روشن کنم اخه با صدای اونا اروم میشدی.تازه بعضی وقتا هم که صدای اونا ما رو عصبی میکرد(ولی نمیدونم چطوری تو رو اروم میکرد)یه رادیو کوچولو داشتیم میذاشتیمش رو موج خراب کنار تشکت صداشم کم میکردیم جالبه نه ببین مامانی بعد از کلی گریه به خاطر دل دردت چطوری رو شکم مامان جون طوبی خوابت برده ...
24 فروردين 1392

3ماهگی علی جونم

علی آقا دیگه داره مردی میشه واسه خودش عزیزم اینجا هم 3ماه و نیم داری که بابا جون دوربینشو اورده بود خونه منو دایی محمدم تندتند از تو عکس میگرفتیم اخه دایی هم تازه دانشگاه رشته ی عکاسی قبول شده ملوان زبل مامی بابی   ...
23 فروردين 1392